تجربه ای تلخ اما ضروری

آنچه در بازی ایران و ژاپن در جام ملت های آسیا گذشت تلخ اما نه فقط برای فوتبال بلکه برای یک ملت ضروری بود و باید اتفاق می افتاد.b_150_100_16777215_00_images_Z_ravanshenas.jpg

 در مستطیل سبز این بازی ۱۱ نفر ایرانی نبودند بلکه تقریبا همه ما ایرانیها بودیم. پیروزیهای گذشته باعث شده بود فکر کنیم بی اشتباه و شکست ناپذیریم, اگر ژاپنی ها هم مثل عمانی ها و عراقی ها ما را بخاطر اشتباهاتمان تنبیه نمی کردند امروز یک پله دیگر به بی نقص بودن و آرمانی بودن و حتی فرازمینی بودن خود معتقدتر می شدیم و شاید در فینال هم می توانستیم با تیم دیگری برخورد کنیم که آنها هم ما را بخاطر اشتباهاتشان مجازات نمی کروند و آن وقت برای همیشه دیدن اشتباه ما انکار می شد. شاید آنوقت یک حالت از روحانیت و تقدس برای این تیم رویایی درست می کردیم که هیچ کس جسارت تلنگر زدن به آن را نداشته باشد. بخاطر همین معتقد هستم اتفاقات این بازی برای ما ضروری بود. منصفانه نگاه کنیم آیا آنچه این بازیکنان و مربیانشان انجام دادند همان کاری نیست که اگر هر کدام از ما بودیم هم انجام می دادیم?. متاسفانه ما به ملتی عصبانی تبدیل شده ایم که با دلیل و بی دلیل حق خود می دانیم که به همه چیز معترض باشیم, حق خود می دانیم که به همه چیز انتقاد کنیم حتی حق خود می دانیم که اگر توانستیم خودمان اقدام به تنبیه کنیم . اگر زورمان به داور نرسد بازیکن طرف مقابل را تنبیه می کنیم. آیا اتفاقات این بازی شبیه همان چیزی نیست که هر روز در زندگی جاری در همین حوالی هر یک از ما در این سرزمین اتفاق می افتد? تحمل خانواده خودمان را نداریم, تحمل هم محله ای, همکار, همشهری, هم میهن و هیچ انسانی را در هیچ کجای جهان نداریم تحمل انتقاد را نداریم, تحمل تصمیم گیری تصمیم گیران را نداریم, تحمل ....... اما این روحیه از کجا می آید.

من به افرادی که معتقدند علت اصلی اعتراضات بازیکنان, در نتیجه اعتراضات نیمکت و شخص مربی بوده احترام می گذارم اما معتقدم دلایل متعدد دیگری ما را به این نقطه رسانده که درست یا غلط همه چیز و همه کس را غیر خودمان( و حداکثر خودی هایمان) را دشمن می دانیم. ما عادت کرده ایم وقتی نیازی داریم, دردی داریم, مشکلی داریم (چون هر زمان با آرامش گفته ایم پاسخ نگرفته ایم ) با تندترین و خشن ترین شکل بیان می کنیم, تا شخص, یا مقام برآورنده نیاز بلاخره یا با برآوردن آن و یا با تنبیه ما پاسخمان را بدهد. این موضوع هم در خانواده های ما به وفور دیده می شود و هم در جامعه و تعاملات آحاد جامعه با حکومت, خیلی سخت نیست دانستن این موضوع با کمی بررسی می توان دریافت در بسیاری از مسابقات (علی الخصوص)دسته جمعی ما در داخل کشور نحوه رفتارهای را که در بازی ایران و ژاپن دیدیم به وفور دیده می شود مسابقات زیادی به جنجال کشیده می شود و حتی نیمه تمام می ماند که البته چون خوشبختانه درصد بسیار زیادی از مسابقات کشور پوشش زنده تلویزیونی ندارد فقط از لابلای اخبار عمدتا نوشتاری و حداکثر برخی اخبار داخلی و محلی صدا و سیما و همچنین آرای کمیته های انضباطی می توان از آمار وحشتناک آن مطلع گردید. این همان چیزی است که در بستر جامعه هم جریان دارد آمار نزاع ها, و پرونده های قضائی نسبت به میانگین ان در جهان موضوعی بسیار قابل توجه است که از عملکرد همه ما چه من نویسنده این مطلب, چه بازیکنان همان بازی مورد اشاره چه همه دیگر مردمانی که در این کشور هستند نشات گرفته است.

من خیلی در باره سایر شرایط تاریخی اطلاعی ندارم. اما معتقدم الان و حوادث و نتایج این بازی ما را در یک نقطه مهم تاریخی قرار داده که اگر درست به ابعاد مسئله فکر کنیم از این پیچ به سلامت عبور کنیم شاید بتوانیم روند زندگی منبعد را درست تر پیش ببریم.

اولین گام اینکه تک تک ما از بالاترین مقامات این کشور تا تمام آحاد جامعه در ایجاد این شرایط سهیم هستیم و هر کسی قدرت بیشتری دارد بیشتر مسئول وضع موجود است. منصفانه نگاه کنید خانم و آقای هم میهن شما نبودید که در تربیت فرزندتان در جهت اینکه انسانی شاد و آرام و مسئول باشد به هر دلیلی کوتاهی کردید? آقای مسئول محترم شما نبودید که نیاز های شهروندانتان را آنقدر نشنیده گرفتید که یا سرخورده شدند و به دنیای باری به هر جهت پناه ببرد و یا مجبورشان کردید برای اینکه صدایشان را به شما برساند فریاد بزنند تخریب کنند .... همه ما دست در دست هم این خطا را انجام داده ایم پس منصفانه در این لحظه تاریخی بجای آوردن حوزه مورینیو پرتقالی و یورگن کلینزمن المانی و زین الدین زیدان فرانسوی, برای ادامه همان مسیر کاذب, بیایید تلاش کنیم آرامش را به جامعه برگردانیم. بهترین مربیان فوتبال دنیا هم اگر قرار باشد با ذهن گلادیاتوری برخی از ما کار کنند سرنوشتشان از هم اینک مشخص است. ما به آرامش نیاز داریم به تحمل همدیگر به آشتی ملی به پرهیز از بیان این پیروزی های کاذب و بازگشت به واقع بینی نیاز داریم, ما

باید بپذیریم اشتباهاتی را مرتکب شده ایم حتی شاید به اندازه کارهای درستمان در این کشور اشتباه کرده ایم, چه در اقتصاد, چه در سیاست, چه در ابعاد روانشناختی و جامعه شناختی, چه در محیط زیست و چه در مدیریت منابع انسانی و منابع طبیعی. انکار را کنار بگذاریم باور کنیم این جامعه به صورت بیمارگونه عصبانی است. امروز که شانس آوردیم و ژاپنی های آرام ما را با این اشتباهات مهم و زیر ساختی مان آشنا کردند بیاییم,یک تجدید نظر اساسی در تمام ابعاد این جامعه را در دستور کار قرار دهیم توجه داشته باشیم ژاپنی ها برای اینکه امروز خودشان را مردمی آرام ببینند شرایط خیلی تلخی. در هیروشیما و ناکازاکی به آنها تحمیل شد تا آرام گرفتند. اما ما می توانیم این هزینه ها را نپردازیم.

بهرام طهماسبی روانشناس
 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن